X
تبلیغات
...............من خدا را دارم..........
تاريخ : پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 10:34 | نویسنده : ماریا
یه ﺩﻭﺳﺖ ﭼﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﻢ ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩﺗﺶ ﺗﻮ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻡ … ﺩﻭﺳﺖ ﭼﯿﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : ﭼﻴﻨﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﭼَﻦ ﭼﻮﻭﻥ ﻭ ﺟﺎﻥ به جان آفرین تسلیم کرد !
منم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﭼﻴﻦ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩﻡ  ﺍﻭنجا ﺍﺯ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﭼﯿﻨﯽ ﻣﻌﻨﯿﺶ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﻭ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩ ﭼﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ معنیش اینه که : ﭘﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺷﻴﻠﻨﮓ ﺍﻛﺴﻴﮋﻥ ﻭﺭﺩﺍﺭ …
خو به من چه ؟؟؟ عین آدم میگفت دیگه ! خدا بیامرزتش



تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 11:42 | نویسنده : ماریا
سر امتحان استاد ها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم !
در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن !



تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 11:39 | نویسنده : ماریا
شما هم قبل از خاموش کردن لامپ وامیستین مسیر برگشت به جای خوابتون و جای گوشیتون رو از حفظ میکنین یا فقط من اینجوریم ؟



تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 11:39 | نویسنده : ماریا
از شب پرسیدم چه بنویسم برای کسی که دوستم دارد ؟
گفت : بگیر بخواب بابا کی تورو دوست داره آخه ؟
هیچی دیگه همون یه ذره امیدمونم نا امید شد …



تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 11:35 | نویسنده : ماریا
در انتظار هیچ کس نیستم...
اما...!
هنوز وقتی نویز موبایل روی اسپیکر می افتد...
دلم می لرزد!!!
شاید " تو " باشی


تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 11:33 | نویسنده : ماریا

نه اسمش عشق است نه علاقه،
نه حتى عادت!
حماقت محض است دلتنگ كسى باشى كه دلش با تو نيست..



تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 11:32 | نویسنده : ماریا

ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺖ، ﺩﻝ خَعلی ﻫﺎ ﺭﻭ ﺷﮑﻮﻧﺪﻡ، خیلی ﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ، خَعلی ﻫﺎﺗﻮﻧﻮ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﮐﺮﺩﻡ
.
.
.
.
.
.
.
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ ﺳﺎﻝ جدید ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺖ



تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 11:30 | نویسنده : ماریا
آیااز پستهای من راضی نیستید ؟ آیا از من خسته شده اید ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.سرتان را به نزدیکترین دیوار بکوبید .
همینه که هست



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 | 20:16 | نویسنده : ماریا
rightclick


تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 | 20:15 | نویسنده : ماریا
toiletdoor


تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 | 20:14 | نویسنده : ماریا
 

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 | 9:11 | نویسنده : ماریا
چقدر سخته چيزي كه تا ديشب بود يادگاري صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري

چقدر سخته كه بغض داشته باشي ،اما نخواي كسي بفهمه

چقدر سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني

چقدر سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري

چقدر سخته كه روز تولدت ،همه بهت تبريك بگن بجز اوني كه فكر مي كني بحاطرش زنده اي

چقدر سخته كه غرورت رو بخاطر يك نفر بشكني بعد بفهمي كه دوست نداره

چقدر سخته كه همه چيز رو بخاطر يك نفر از دست بدي ، اما اون بگه نمي خوامت

چقدر سخته كه نباشه هيچ جائي براي آشتي بي وفاشه اونكه جونتو واسش گذاشتي

چقدر سخته تو زمستون غم بشينه رو برفا مي سوزونه گاهي قلب رو زهر تلخ بعضي حرفا

چقدر سخته اون كه مي گفت واسه چشات ميميره بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره

چقدر سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

چقدر سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي

چقدر سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي كه بهار شد يه جور ازش جدا شي

چقدر سخته واسه ي اون بشكنه يه روز غرورت اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

چقدر سخته اون كه ديروز تو واسش يه رويا بودي از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

چقدر سخته يه شب واسه چيدن ستاره بري ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره


چقدر سخته..............!



تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | 21:21 | نویسنده : ماریا

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و
به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه وجودت له شده ….
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی….
چه قدر سخته وقتی
پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوزم دوسش داری …….
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب

بگی : گل من باغچه نو مبارک



تاريخ : دوشنبه سی ام بهمن 1391 | 22:23 | نویسنده : ماریا

خدایا …
بفهمان که بی تو چه میشوم ولی نشانم نده !
خدایا …
هم بفهمان و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد …



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 10:13 | نویسنده : ماریا
ناراحتین که روز ولنتاین کسیُ ندارین باهاش برین بیرون؟

.

.

.


یادتون باشه یه سریا هستن
که روزپدر و مادر کسیُ ندارن بهش کادو بدن
.
.
.
حواستون به چیزای که دارین باشه نه چیزایی که ندارین



تاريخ : شنبه بیست و یکم بهمن 1391 | 22:37 | نویسنده : ماریا
 به سلامتی خودم
.
.
.
.
.
. که هر کی  منو دید گفت  چقدر
دورش شلوغه ولی فقط خودم فهمیدم که چقدر  تنهام...


تاريخ : شنبه چهاردهم بهمن 1391 | 21:10 | نویسنده : ماریا
پیدا کردن شماره تلفن خود با ماشین حساب!

ابتدا یک ماشین حساب آماده کنید تا با هم پیش رویم.ماشین حساب موبایل هم می شود.۱.هفت رقم شماره ی تلفن خود را در نظربگیرید.
۲.حالا سه رقم اول آن را وارد ماشین حساب کنید.یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ باشد ۱۲۳ را در ماشین حساب وارد کنید.
۳.حالا این سه رقم را در ۸۰ ضرب کنید و حاصل را با ۱ جمع کنید.
۴.عدد به دست آمده را در ۲۵۰ ضرب کنید.
۵.حالا چهار رقم پایانی تلفن خود رابا عدد به دست آمده جمع کنید. یک بار دیگر چهار رقم پایانی شماره ی خود را با آن جمع کنید.
۶.عدد ۲۵۰ را از حاصل به دست آمده کم کنید.
۷.حالا حاصل را تقسیم بر ۲ کنید.
حالا این شماره برای شما آشنا نیست؟



تاريخ : چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 | 15:53 | نویسنده : ماریا
دختره به دوست پسرش می گه :
برو یه نوشیدنی واسم بگیر
پسره : کوکا یا پپسی
دختره : کوکا
پسره دایت یا عادی
...
دختره : دایت
پسره : قوطی یا شیشه
دختره : قوطی
پسره : کوچیک یا بزرگ
دختره : اصلن نمیخوام ... اب بیار
پسره : معدنی یا لوله کشی
دختره : اب معدنی
پسره : سرد یا گرم
دختره : میزنمتااااا
پسره : با چوب یا دمپایی
دختره : حیوووووووووووووون
پسره : خر یا سگ
دختره : گمشو از جلو چشام
پسره : پیاده یا با دو
دختره : با هر چی برو فقط نبینمت
پسره : باهام میای یا تنها برم
دختره : میام میکوشمت
پسره با چاقو یا ساطور
دختر : ساطور
پسره : قربونیم میکنی یا تیکه تیکه
دختره : خدا لعنتت کنه قلبم وایساد
پسره : ببرمت دکتر یا دکتر بیارم اینجااا



تاريخ : چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 | 15:51 | نویسنده : ماریا
پیغام گیر تلفن حافظ :

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زان زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


پیغام گیر تلفن سعدی :

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه نهم بهمن 1391 | 16:16 | نویسنده : ماریا
0= زرنگ
1 =دلـــخوش
2 = مهربان
3 = اروم
4 = باغیرت
5 = عــاقل
6 = باوفا
7 =دوست داشتنی
8 = هنرمند
9 = روراست


دقت کردین جمله ی "دوستت دارم" سوالی نیست ولی همه بعد از گفتنش منتظر جوابن!!
رفتم باغ وحش از نگهبان می پرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟
میگه بازدید کننده ای ؟
میگم پَ نَ پَ از اقوامش هستم اینورا کار داشتم گفتم سری بهش بزنم





دختر همسایمون  6 سالشه خورده بود زمین گفتم بیا بوسش كنم خوب شه برگشته میگه : نمیخوام تو زندگی زخم هایى هست كه فقط
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه نفر خاص باید بوس كنه تا خوب شه!!!
اینا بچه نیستن که افعین




تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 | 13:15 | نویسنده : ماریا

وقتی بعد از یك روز شلوغ براتون غذا درست كرد و با تمام خستگی كنارتون نشست بهش بگید:ممنون عزیزم ، خوب شده ، ولی كاش قبل از درست كردنش به مامانم زنگ میزدی و طرز تهیه این غذا رو ازش میپرسیدی ...


وقتی در جمع فامیل خودتون هستید شكم بزرگ پدرزنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهید.


از صبح كتونی پا كنید و تا شب هم از پاتون در نیارید تا جورابتون بوی گربه مرده بگیرد و بعد با همان جورابها برید توی رختخواب.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سوم آبان 1391 | 12:5 | نویسنده : ماریا


http://ir2up.ir/up14/3560eaf8e31.gif

www.parsehmahabad.blogfa.com

دوستان فرصت کردین یه سر بزنید، منتظرتون هستم بیاید هااااااااااااااااا


تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 | 22:35 | نویسنده : ماریا
  • اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف كنيد.
  • صابون را كف وان حمام جا بگذاريد.
  • كادوي عروسي دوستتون بهش تراول نيم ميليوني تقلبي هديه بديد.
  • در هنگام خروج از توالت، دمپايي‌ها رو خيس كنيد.
  • همه شيرهاي آبي كه در طول روز مي‌بينيد تا حد امكان سفت كنيد (به كار بردن انبرقفلي نتايج بهتري به همراه دارد).
  • وقتي ميخواهيد به توالت برويد، با صداي بلند اعلام كنيد
  • وقتي كسي در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويي حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقيقه دستگيره درب رو تكان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نمی شه؟
  • پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبي براي تعريف داستانهاي جن و پري است.
  • توي حموم عربده بكشيد.
  • اگر كسي به حمام رفت. بلافاصله تمام شيرهاي آب گرم و سرد خانه را باز كنيد.


  • ادامه مطلب
    تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 | 12:44 | نویسنده : ماریا
    ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم :

     
    عجب نقاشیه نکبت…
     
    چه دست فرمونی داره توله سگ…
     
    چقدر خوب میخونه بد مصب…
     
    چه گیتاری میزنه ناکس…
     
    استاده کامپیوتره لامصب…
     
    موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی…
     


    ادامه مطلب
    تاريخ : سه شنبه بیستم تیر 1391 | 22:0 | نویسنده : ماریا

    چرا خدا مردها را آفرید؟

     

    1. هدف خاصی نبود

     

    2. گِل اضافه مونده بود

     

    3. نسخه آزمایشی بود

     

    4. اصلا کار خدا نبود



    تاريخ : سه شنبه بیستم تیر 1391 | 21:58 | نویسنده : ماریا

    اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟

     

    1. مگه قراره اتفاقی بیافته

     

    2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره

     

    3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد

     

    4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر

     



    تاريخ : جمعه نهم تیر 1391 | 23:1 | نویسنده : ماریا

     

    چقدر خوبه وقتی با عشقت قهر میکنی
    و بر خلاف میلت میگی دیگه دوست ندارم ! نمیخوامت ....
    این جمله رو بشنوی :

    " غلط کردی چه بخوای چه نخوای مال منی " ... !!!


    تاريخ : پنجشنبه هشتم تیر 1391 | 21:45 | نویسنده : ماریا

     

    خدايا ؛ کسي را که قسمت کس ديگريست، سر راهمان قرار نده... تا شبهاي دلتنگيش براي ما باشد... و روزهاي خوشش براي کس ديگري



    تاريخ : شنبه سوم تیر 1391 | 21:58 | نویسنده : ماریا

    به خدا زندگی سخت نیست


    دلت برای کسی تنگه  ****  بهش زنگ بزن

    میخوای ببینیش      
    ****      دعوتش کن
    میخوای درکت کنن     
    ****      توضیح بده



    ادامه مطلب
    تاريخ : شنبه سوم تیر 1391 | 21:45 | نویسنده : ماریا

    *من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...*

    * یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم *

    * ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...*

    *و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!*



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ